خرید بک لینک
بیآنکه دیده بیند،
در باغ
احساس میتوان کرد
در طرحِ پیچپیچِ مخالفسرای باد

یأسِ موقرانهی برگی که
بیشتاب
بر خاک مینشیند.

□

بر شیشههای پنجره
آشوبِ شبنم است.
ره بر نگاه نیست
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.

با آفتاب و آتش
دیگر
گرمی و نور نیست،
تا هیمهخاکِ سرد بکاوی
در
رؤیای اخگری.

□

این
فصلِ دیگریست
که سرمایش
از درون
درکِ صریحِ زیبایی را
پیچیده میکند.

یادش به خیر پاییز
با آن
توفانِ رنگ و رنگ
که برپا
در دیده میکند!

□

هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
خاموش نیست کوره
چو دیسال:

خاموش
خود
منم!

مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمیسوزد
امسال
در سینه
در تنم!

برچسب: موقرانه, نویسنده: بنیامین بهرامی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 1:16

صفحه بندی